أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

141

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

از طلبه ميروند و زيارت سيبويه ميكنند و مشهور شده است كه سينه بر قبر وى ميمالند تا نحوى شوند و مجرب است رحمة الله عليه . شيخ ابو عبد الله محمد مقاريضى « 12 » پيشواى ابدال و امام زهاد بود و در علم و ورع و تقوى از همه خويشان و ياران بالاتر رفت و صحبت شيخ كبير دريافته از اول حال تا آخر حال ، و او را در باهليه مجلس وعظ مىبود و در حديث « 13 » و تصوف مشار اليه بود و در سال چهارصد و يازدهم از هجرت متوفى شد و او را در طرف مقبره باهليه دفن كردند و بدانكه مشايخ تجربه كرده‌اند و خبر داده‌اند كه زيارت كردن وى اثرى دارد از براى قضاء حاجات و روا شدن و كفايت مهمات « 14 » .

--> - عين عبارت ما نحن فيه توضيح مهم ذيل را بر اصل عبارت پدرش افزوده ( ص 52 ) : « مترجم كتاب ميفرمايد در آنساعت كه اين سطور [ مى ] نوشتم عزيزى بيامد و نظر كرد و بخواند و گفت جماعتى از طلبه ميروند و زيارت قبر سيبويه ميكنند و مشهور شده است كه سينه بر قبر وى ميمالند تا نحوى شوند و مجرب است رحمة - الله عليه » ، - مرحوم فرصت شيرازى در آثار العجم ص 465 گويد : « مزار سيبويه عمرو بن عثمان النحوى . . . . در محلهء سنگ سياه واقع گرديده در دكانى و مزارش سنگى است سياه شفاف و آن محلت را بواسطهء آن سنگ مزار سنگ سياه خوانده‌اند و بر آن سنگ خطى ديده نميشود » . مأخذ مهمه حاوى ترجمهء احوال سيبويه از قرار ذيل است : معارف ابن قتيبه چاپ مصر سنهء 1353 ص 237 ، كتاب الفهرست طبع اروپا ص 51 - 52 ، تاريخ بغداد از خطيب بغدادى ج 12 ص 195 - 199 ، طبقات الادباء ابن الانبارى چاپ سنگى مصر سنهء 1294 ص 71 - 81 ، معجم الادباء ج 6 ص 80 - 88 ، ابن خلكان ج 1 ص 420 - 421 ، بغية الوعاة سيوطى ص 366 - 467 ، روضات الجنات ص 502 - 503 ، 2 - كلمات « فى فضاء مسجد » در ب ق موجود نيست ، ( محمد قزوينى ) ( 12 ) - الشيخ ابو عبد الله محمد بن عبد الرحمن المقاريضى ( شد الازار ) . ( 13 ) - مد : خدمت . ( 14 ) - مد : و روا شدن مقصودات - شرح احوال صاحب ترجمه در شيرازنامه ص 101 - 102 نيز مذكور است و در آخر ترجمه حال او فقره ذيل را بر متن حاضر علاوه دارد . و دو فرزند نامدار از محمد بن عبد الرحمن ( صاحب ترجمه ) بازماند . اول ابو سعد عبد السلام ، صحبت شيخ كبير را دريافته و قائم‌مقام پدر گشت . دوم -